مرتضى راوندى

415

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اسپانى درآمد ، ناظر تعديات حكومت پرتغال بود . در اين موقع ، سلطان محمد خدابنده ، پدر شاه عباس ، در ايران حكومت داشت . حكومت اسپانى در اين موقع با فيليپ دوم بود ، وى براى تأمين سه منظور ، سفيرى به دربار ايران فرستاد : « 1 . شاه ايران پيروان مذهب كاتوليك را در اقامهء آداب مذهبى ، آزادى كامل عطا كند . 2 . از دشمنى و جنگ با دولت عثمانى دست برندارد . 3 . به رعاياى اسپانيا در راه تجارت ، امتيازاتى بدهد . » نايب السلطنهء هند كشيشى را كه به زبان فارسى آشنا بود ، به ايران فرستاد و سلطان - محمد به‌خوبى از وى پذيرايى كرد و هنگام مراجعت ، سفيرى از طرف خود ، به دربار اسپانيا فرستاد ، ولى با غرق شدن اين كشتى ، كارى از پيش نرفت . شاه عباس كه پس از سلطان محمد خدابنده زمام امور را در دست گرفت ، بر آن شد كه با دولتهاى بزرگ اروپا از در دوستى درآيد ؛ به اين اميد كه از قدرت آنها بر ضد دولت عثمانى استفاده كند . به همين مناسبت ، در دوران فرمانروايى شاه عباس ، مناسبات ايران با پادشاه اسپانى و امپراتور آلمان و پاپ روم و جمهورى ونيز و تزار روسيه و پادشاه فرانسه و لهستان رو به وسعت نهاد . شاه عباس پس از مدتى مطالعه ، بنا به پيشنهاد آنتونى شرلى ، مصمم شد كه سفيرى نزد تمام پادشاهان بزرگ عيسوى مذهب اروپا بفرستد و آنان را به ضد دولت عثمانى تجهيز و آماده نمايد . شاه عباس يكى از سرداران خود را به نام حسينعلى بيگ بيات ، مأمور كرد كه از جانب او به عنوان ايلچى راه اروپا پيش گيرد و با همكارى انتونى شرلى اين مأموريت خطير را به انجام رساند . نظر اساسى شاه عباس اين بود كه دولتهاى عيسوى مذهب را بر ضد دولت عثمانى متحد سازد ، و ديگر آنكه با هريك از آنها براى فروش ابريشم ايران كه در اختيار و انحصار شخص وى بود ، قراردادى منعقد نمايد ؛ ولى البته هدف و مقصود اصلى شاه عباس بازگرفتن ولايات از دست رفته از دولت عثمانى بود . آنتونى شرلى با اينكه به ظاهر سمت راهنمايى داشت ، ولى در معنى از هر جهت با سفير قزلباش برابر بود . در يكى از اعتبارنامه‌ها نوشته شده بود : « اى پادشاهانى كه آيين عيسى را پيروى مىكنيد بدانيد كه واسطهء دولتى ما و شما اين مرد ( يعنى آنتونى شرلى ) بوده است . . . اين مرد به رضاى خويش نزد ما آمد و با صوابديد وى يكى از رجال دربار خويش را همراه وى كرديم . . . پس او را نمايندهء شخص ما بدانيد و آنچه مىگويد و مىخواهد گفته و خواستهء ما شناسيد . » « 338 » « در نامه‌هاى شاه عباس ، اصول و مواد زيرين براى عقد دوستى پيشنهاد شده بود : 1 . دولت ايران باب دوستى را به علت دوستى با ملل مسيحى و دشمنى با دولت عثمانى مفتوح مىسازد ، 2 . مايل است اطمينان حاصل كند كه اگر با اين دشمن مشترك به جنگ برخاست ، تمام بار جنگ بر دوش وى نخواهد ماند ، 3 . از امپراتور آلمان و پاپ و ساير فرمانروايان اروپا خواسته بود كه اگر قرارداد دوستانه‌اى با تركان عثمانى بسته‌اند ، فسخ كنند ،

--> ( 338 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 4 ، ص 157 .